به گزارش شهرآرانیوز؛ دانشگاه مشهد، که امروز به نام دانشگاه فردوسی شناخته میشود، ریشه در دهه ۱۳۱۰خورشیدی دارد؛ زمانی که نخستین جرقههای آموزش عالی در شرق کشور با تأسیس دانشکده پزشکی زده میشود. اما آنچه این نهاد علمی را به جایگاه امروزی خود میرساند، تأسیس دانشکده ادبیات در سال ۱۳۳۴ است؛ گامی که ساختار دانشگاهی مشهد را کامل میکند و زمینه را برای رشد علوم انسانی در این خطه فراهم میآورد.
در این میان، نام دکتر رحیم عفیفی به عنوان یکی از چهرههای ماندگار و بنیانگذاران گروه زبانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد میدرخشد. او که سال ۱۳۰۶ در شیراز زاده شده است، پس از طی مدارج علمی و کسب درجه دکتری زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران، از سال ۱۳۳۹ به دانشگاه مشهد میپیوندد و تدریس زبانهای پیش از اسلام شامل اوستایی، فارسی باستان و پهلوی را همراه با درس زبانشناسی و فرهنگ ایران باستان بر عهده میگیرد. رشته «زبانشناسی و زبانهای باستانی» که در سال ۱۳۳۶ به جمع رشتههای دانشکده ادبیات اضافه میشود، عمدتا با حضور و تلاش دکتر عفیفی معنا و استمرار مییابد.
این رشته تا سالها به عنوان یک گرایش فرعی در دانشکده ادبیات باقی میماند تا اینکه در سال ۱۳۶۴ با پذیرش نخستین گروه از دانشجویان کارشناسی ارشد، گروه زبانشناسی به عنوان یک گروه مستقل رسمیت پیدا میکند. اما با حذف تدریجی عبارت «زبانهای باستانی» از نام رشته و سپس درگذشت دکتر عفیفی، این بخش مهم از میراث علمی دانشگاه برای همیشه تعطیل میشود. با این حال، آنچه از این استاد فقید بر جای میماند، نقشی است که او در شکلگیری یکی از بینارشتهایترین گروههای زبانشناسی کشور ایفا کرده است؛ گروهی که هنوز هم ردپای تلاشهای او در آن دیده میشود.
امروز سیامین سالگرد وفات دکتر رحیم عفیفی است و همین بهانهای شده تا به معرفی و خدمات این استاد برجسته بپردازیم؛ استادی که هیچگاه به قدر تلاشهایش قدر ندیده است.

برای پرداختن به شخصیتی، چون دکتر رحیم عفیفی که یکی از نخستین استادان ادبیات در مشهد است، باید برگردیم به ابتدای شکلگیری دانشگاه. سابقه مراکز آموزش عالی در مشهد به آخرین دوره سلطنت پهلوی اول باز میگردد. انگیزه ایجاد نخستین مرکز یعنی دانشکده پزشکی در سال ۱۳۱۳خورشیدی و پس از تأسیس بیمارستان شاهرضای مشهد (امام رضا) و تأسیس دانشگاه تهران شکل میگیرد. در این سال پیشنهاد راهاندازی دانشگاه مشهد ابلاغ میشود که به دلیل کمبود نیروی انسانی اعم از دارنده دیپلم برای تحصیل و استاد برای تدریس معوق میماند.
با این حال به دلیل نیاز جدی به پزشک در استان خراسان از سال ۱۳۱۹خورشیدی آموزشگاه عالی بهداری مشهد برای تربیت بهیار و پزشکیار با دوره چهارساله در محل دبیرستان فردوسی ایجاد میشود. این نخستین گام عملی برای تأسیس دانشگاه در خراسان و شهر مشهد است.
از سال ۱۳۲۶خورشیدی تلاش تازهای برای تبدیل آموزشگاه عالی بهداری به دانشکده پزشکی صورت میگیرد که موافقت هیئت دولت را در پی دارد و به تصویب اساسنامه دانشگاه منجر میشود. بالاخره در سال ۱۳۲۸خورشیدی با تشکیل این دانشکده گامی اساسی در راه شکلگیری نخستین دانشگاه در شرق کشور برداشته میشود.
چند سال بعد دکتر سامیراد، رئیس وقت دانشکده پزشکی رایزنیهایی را با اداره فرهنگ آموزش و پرورش برای تأسیس دانشکده ادبیات انجام میدهد تا با افتتاح این دانشکده در کنار دانشکده پزشکی، ساختار دانشگاهی شکل بگیرد. به دنبال تصویب تأسیس دانشکده ادبیات مشهد در سال ۱۳۳۴خورشیدی به ریاست دکتر علیاکبر مجیدی فیاض، «دانشگاه مشهد» با دو دانشکده پزشکی و ادبیات کار خود را پی میگیرد. در واقع تأسیس دانشگاه مشهد یا دانشگاه فردوسی مشهد کنونی با ایجاد دانشکده ادبیات معنا مییابد.
خبر تصویب تأسیس دانشکده ادبیات در شهر مشهد در همان نوروز سال ۱۳۳۴خورشیدی اعلام میشود. در این سال دکتر علی اکبر مجیدی فیاض، دانشمند و ادیب برجسته مشهدی و استاد تاریخ اسلام دانشگاه تهران، از طرف وزارت فرهنگ مأموریت یافت دانشکده ادبیات مشهد را تأسیس کند.
تأسیس دانشکده در شهری مذهبی و در شرایطی که قرار است دختر و پسر در یک کلاس و در کنار یکدیگر بنشینند، معلمان خارجی زن و مرد غیرمسلمان در آن تدریس کنند و زبان خارجی هم در آن دانشکده تدریس شود، برای برخی از شریعتمداران شهر امری در خور اغماض نیست، اما دکتر فیاض که خود فرزند یکی از مراجع سرشناس مشهد است با کاردانی و با کمک مؤید ثابتی، سناتور ذینفوذ آن روزهای خراسان در انجام این مأموریت توفیق مییابد و دانشکده ادبیات با رشته «زبان و ادبیات فارسی» بنیان نهاده میشود.
با انجام برنامه ثبتنام در دانشکده ادبیات و گزینش ۲۶ دانشجوی واجد شرایط بر اساس مدارک و کارنامه تحصیلی، بدون آزمون ورودی (کنکور) نخستین جلسه درس این دانشکده روز ۱۱ آذر ۱۳۳۴خورشیدی و با تدریس دکتر فیاض و درس «صنایع ادبی» آغاز میشود. به مرور دکتر فیاض، استادانی را از مشهد و تهران برای تدریس دعوت میکند.
سال بعد یعنی سال ۱۳۳۵ رشتههای «زبان و ادبیات انگلیسی و فرانسه» نیز شکل میگیرد. پس از گذشت یک سال دیگر رشته ترکیبی «تاریخ جغرافیا» نیز در این دانشکده آغاز به کار میکند. در همین سال ۱۳۳۶خورشیدی است که رشته «زبانشناسی و زبانهای باستانی» نیز به جمع رشتههای دانشکده اضافه میشود. این رشته همان رشتهای است که رحیم عفیفی آن را تدریس میکند.

کمی بعد از شکلگیری رشته «زبانشناسی و زبانهای باستانی» در دانشگاه مشهد، دکتر رحیم عفیفی که در اصل متخصص رشته ادبیات فارسی است، به مشهد میآید تا زبانهای پیش از اسلام پهلوی فارسی باستان و اوستایی و زبانشناسی و فرهنگ ایران باستان را تدریس کند.
در سال ۱۳۴۲خورشیدی وضعیت اعضای هیئت علمی گروه زبانشناسی و زبانهای باستانی که با وجود دکتر رحیم عفیفی از قبل در جنب گروه زبان و ادبیات فارسی وجود دارد، تقویت شده و به صورت مستقل، اما به عنوان یک گروه فرعی کار خود را ادامه میدهد. در این سالها دکتر عفیفی، کفیل و مدیرگروه رشته است.

در اوایل دهه ۱۳۵۰ با استخدام اعضای جدید از جمله دکتر مهدی مشکوهالدینی و سپس دکتر نادر جهانگیری و بعد از انقلاب دکتر محمد مستأجرحقیقی گرایش زبانشناسی همگانی نیز به مجموعه زبانشناسی اضافه میشود. دکتر عفیفی در این دوره همچنان هسته اولیه رشته زبانشناسی را تشکیل میدهد.
رشته زبانشناسی همچنان یک رشته فرعی دانشکده ادبیات است تا اینکه در سال ۱۳۶۴خورشیدی با پذیرش اولین گروه از دانشجویان زبانشناسی در مقطع کارشناسی ارشد، گروه زبانشناسی به عنوان یک گروه مستقل شناخته میشود.
این رشته در همین دوره با حذف عبارت «زبانهای باستانی» به «زبان شناسی» تغییر نام میدهد، اما دروس مربوط به آن همچنان در دستور کار تدریس است تا اینکه سالها بعد با مرگ دکتر عفیفی بخش «زبانهای باستانی» این رشته کلا تعطیل میشود.
اگر گروه آموزشی زبانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد اکنون یکی از بینارشتهایترین گروههای زبانشناسی در کشور است، به این دلیل است که اشخاصی، چون دکتر رحیم عفیفی عمرشان را در این حوزه خرج کردهاند.
رحیم عفیفی در ۵ فروردین ۱۳۰۶خورشیدی در شیراز به دنیا میآید. در دو سالگی پدرش را که میرزاباشی نام دارد از دست میدهد و تحت سرپرستی داییاش عبدا... عفیفی قرار میگیرد که از آزادیخواهان خطه فارس است.
رحیم تحصیلات ابتدایی و دوره اول متوسطه را در شیراز و سپس دوره دوم متوسطه را در دبیرستان کشاورزی کرج میگذراند و در خرداد ۱۳۲۰خورشیدی موفق میشود دیپلم کشاورزی را بگیرد. او بلافاصله پس از گرفتن دیپلم به استخدام اداره کشاورزی شیراز درمیآید. در همین ایام داییاش دو روزنامه شیراز را منتشر میکند؛ یکی «فروردین» (۱۳۲۰) و دیگری «سروش» (۱۳۲۱).
اداره امور داخلی هر دو روزنامه بر عهده رحیم است. او گاهی خودش هم دست به قلم میبرد و مقالاتی مینویسد. این شرایط برقرار است تا اینکه داییاش وفات مییابد و او به سال ۱۳۲۷خورشیدی فرصت مییابد تحصیلاتش را ادامه دهد. کمی بعد و پس از گرفتن دیپلم ادبی از شیراز به تهران میرود و در رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران به تحصیل میپردازد.
او پس از دریافت مدرک لیسانس در سال ۱۳۳۱خورشیدی و گرفتن درجه کارشناسی ارشد در سال ۱۳۳۵خورشیدی، در سال ۱۳۳۸خورشیدی موفق میشود درجه دکتری زبان و ادبیات فارسی را از دانشگاه تهران دریافت کند. رحیم عفیفی در این سالها از محضر استادانی، چون بدیعالزمان فروزانفر، محمدابراهیم پورداوود و به ویژه صادق کیا بهره میبرد.
او از سال تحصیلی ۴۰-۱۳۳۹ به استخدام دانشگاه مشهد درمیآید و تدریس زبانهای پیش از اسلام (اوستایی، فارسی باستان و پهلوی) زبان شناسی و فرهنگ ایران باستان را برعهده میگیرد. عفیفی در سال ۱۳۴۱ خورشیدی به عضویت شورای انتشارات دانشگاه انتخاب میشود و مدتی نیز سمت مدیرعاملی سازمان چاپ دانشگاه را برعهده دارد. افزون بر این چند دوره مدیر گروه زبانشناسی و زبانهای پیش از اسلام است و در ایجاد دورههای تحصیلات تکمیلی زبانشناسی در دانشگاه نقشی بهسزا ایفا میکند.
دکتر رحیم عفیفی سال ۱۳۴۲خورشیدی بهمنظور بازدید از مؤسسات فرهنگی و دانشگاهی کشورهای همسایه، به اتفاق دانشجویان، مسافرتی به کشورهای افغانستان، پاکستان و هندوستان دارد. همچنین در سال ۱۳۴۶خورشیدی با استفاده از بورس تحقیقاتی دانشگاه برای مدت یک سال به کشورهای فرانسه و انگلیس میرود تا مطالعاتش را گسترش دهد. او در همکاری با مجله دانشکده ادبیات بسیار فعال است، چنانچه در مدت چهارده سال تعداد سی واند گفتار از متون پهلوی را به فارسی ترجمه کرده است و با شرح و تفسیر در این مجله به چاپ میرساند.
دکتر عفیفی در سال ۱۳۴۲خورشیدی «ارداویرافنامه (بهشت و دوزخ در آیین مزدیسنا)» و یک سال بعد نیز، «ارداویرافنامه منظوم زرتشت بهرام پژدو» را انتشار میدهد. از جمله دیگر آثار او تصحیح «فرهنگ جهانگیری» است که در سه جلد و در فاصله سالهای ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۴خورشیدی در انتشارات دانشگاه مشهد منتشر میشود و مورد توجه و تحسین صاحبنظران قرار میگیرد تا آنجا که به سبب همین تصحیح برنده جایزه مسافرت تحقیقاتی دانشگاه مشهد به مدت پنجاه روز به اروپا و آمریکا میشود.
دکتر رحیم عفیفی در مهر ۱۳۵۸ بازنشسته میشود. دوران بازنشستگی این استاد برجسته را از مشهد دور میکند و از اردیبهشت ۱۳۵۸ به تهران میرود تا در این شهر فعالیتهای علمی و پژوهشی خود را پی بگیرد.
از مهمترین آثاری که عفیفی در مدت اقامت در تهران منتشر میکند میتوان به تصحیح «بهمننامه» (منظومهای حماسی از سده پنجم هجری)، «مثلها و حکمتها در آثار شاعران قرن سوم تا یازدهم هجری»، «فرهنگنامه شعری» و «اساطیر و فرهنگ ایران در نوشتههای پهلوی» اشاره کرد.
چشمه جوشان پژوهشهای دکتر رحیم عفیفی در ۸ مرداد ۱۳۷۵ خاموش میشود و او بر اثر سکته قلبی وفات مییابد.
***
در زمان دانشجویی من، درسهای فارسی باستان، اوستایی و پهلوی طی سه سال در دانشکده ادبیات توسط دکتر عفیفی تدریس میشد. کلاسهای ایشان با متانت خاصی برگزار میشد و دانشی که دکتر در آن زمان منتقل میکرد برای دانشجویان بسیار ناشناخته بود؛ از این رو، اینکه توانستیم در محضر ایشان چیزهای زیادی بیاموزیم، توفیق کمی نیست.
من افتخار این را داشتهام که در سه درس دوره کارشناسی با دکتر عفیفی کلاس داشته باشم و گمان میکنم علاقه بسیارم به فردوسی، شاعر فارسیزبان خراسانی، از دروس زبانهای باستانی شکل گرفت که توسط استاد عفیفی تدریس میشد. بهعبارت دیگر، مروج اصلی این علاقه قطعا دکتر عفیفی بودند.
تخصص و تحصیلات دکتر عفیفی در حوزه ادبیات فارسی بود، اما ایشان به همراه دکتر زمردیان و دکتر مشکاتالدینی، هسته اولیه رشته فرعی «زبانشناسی و زبانهای باستانی» را در دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی تشکیل دادند. بخش «زبانهای باستانی» این رشته با درگذشت دکتر عفیفی تعطیل شد، اما رشته زبانشناسی اکنون در دانشگاه فردوسی برپاست. از این جهت باید سپاسگزار ایشان باشیم که بنیانگذار گروه زبانشناسی و زبانهای باستانی در دانشکده ادبیات بودهاند و آثاری نیز در همینباره به یادگار گذاشتهاند.
از مهمترین آثار ایشان میتوان به «فرهنگ جهانگیری» اشاره کرد؛ فرهنگی بسیار مهم که پیش از آن تنها چند چاپ سنگی از آن موجود بود و برای محققان قابل استفاده نبود. به همین دلیل، دکتر عفیفی چندین سال پیاپی برای تدوین و تصحیح این کتاب وقت گذاشتند تا سرانجام جلد اول آن در سال ۱۳۵۱ منتشر شد.
تصحیح و تدوین «فرهنگ جهانگیری» کاری بسیار عظیم است، چون کمتر کتابی در حوزه علوم انسانی به اهمیت و عظمت آن در چاپخانه دانشگاه فردوسی به چاپ رسیده است؛ چنانکه همان زمان نیز در میان آثار دانشگاهی درخشش خاصی داشت. این فرهنگ بر اساس چهار نسخه خطی تصحیح شد تا نسخهای بسیار نزدیک به زبان مؤلف فراهم شود. علاوه بر این، نگاه مقایسهای عفیفی، اختلافهای چهار نسخه را نیز در پاورقی آورده است همچنین میتوان شواهد شعری بسیاری را دید که او بر «فرهنگ جهانگیری» افزوده است؛ موضوعی که اهمیت و ارزش این کتاب را چندبرابر کرده است.
از دیگر آثار استاد عفیفی میتوان به تصحیح کتاب «بهمننامه» اشاره کرد که از تصحیحهای موفق در میان منظومههای حماسی گذشته و امروز است. این کتاب مهم بر اساس چاپ دکتر عفیفی حدود ۱۰هزار و ۴۳۳ بیت دارد که ایشان بازهم با مطالعه دقیق چهار نسخه خطی آن را به ثمر رسانده و توانستهاست مقدمه خوبی بر آن بنویسد و «بهمننامه» را احیا کند. این کار استاد باعث شده است این کتاب تا امروز در دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی، بهویژه در گرایش ادبیات حماسی، استفاده شود.
در این میان نباید کتابهای «مثلها و حکمتها» و «فرهنگنامه شعری» را فراموش کرد. متأسفانه آثار دکتر عفیفی شهرت علمی و عام پیدا نکردند و آنطور که شایسته این کتابهاست، شناخته نشدهاند. امیدوارم پس از این، توجه بیشتری به آثار ایشان شود و بیشتر پیشروی استادان و دانشجویان قرار گیرد.
***
آثار دکتر عفیفی را میتوان به دو دسته بخش کرد؛ دسته نخست، آثاری که صرفا به ادبیات دوره اسلامی اشاره میکند و دسته دیگر که به ایران باستان مربوط است. منابع ایران باستان از چند جنبه بررسیشدنی است که مهمترین این منابع، کتاب اوستا و ترجمههای اوستا معروف به زند و پازند است. حال این پرسش مطرح میشود که چه انگیزه و دلیلی وجود داشت که این استاد بخشی از زندگی خود را صرف شناخت این دوران کرد؟
بر اساس منابع یادشده، و به عقیده من آثار استاد عفیفی در سه دوره قابل بررسی است؛ دوره نخست اسطوره آفرینش، دوره دوم مردم و مسئولان مردمی و دوره سوم فرجام حیات و رستاخیز پس از مرگ است
جهانبینی مغان ایرانی چنان تأثیری بر دین ایرانیان نهاد که حتی منابع یونانی در سه، چهار قرن پیش از میلاد، «زرتشت» را «مِهر» خطاب میکردند. پیش از انجمن مغان و ایجاد مکتب ایرانی با نام مکتب «ایرانشهری»، ایرانیان به خدایان گوناگونی اعتقاد داشتند. یکی از مسائل مهم رخداده در این مکتب این بود که یکی از ایزدان به نام «اهورامزدا» بهعنوان ایزد یکتا معرفی شد و ایرانیان توانستند برای نخستینبار، فرهنگی توحیدی را در این سرزمین ایجاد کنند؛ بنابراین ایزدان دیگر بهعنوان ایزدان و فرشتگان مقرب این پروردگار تلقی شدند.
پس همانطور که گفته شد آثار این حکمت ایران شهری بنابر اسطوره آفرینش در آغاز جهان، جهانی روشن، بدون اهریمن و آسیب و سراسر نور بود. اهورامزدا در این جهان فرمانروایی میکرد و در همان زمان بود که اهورامزدا آفرینش معنوی خودش را ایجاد کرد و در واقع الگوی آفرینش شد. در همین زمان بود که گروهی اهریمنی به وجود آمده و سعی در از بین بردن الگوی آفرینش داشتند، پس اهورامزدا جهان مادی را به وجود آورد؛ آفرینش جهان مادی با هدف مبارزه با شر، مبارزه با فساد و هرگونه پدیده اهریمنی بوده است. این مطلبی است که در کتاب «اساطیر و فرهنگ» استاد عفیفی به خوبی منعکس شده است.
بخش دیگری که به این قسمت مربوط میشود اندرزهاست، استاد عفیفی تعدادی از اندرزهای ایرانی را در کتاب «اساطیر و فرهنگ» آورده است. مبحث اندرزها بسیار مبحث مهمی است؛ چرا که جهانبینی ایرانیها معیارهای آنها را برای زندگی به خوبی منعکس میکند. اندرزها معمولا از طریق شاهان یا روحانیون یا بزرگان حکومتی نقل میشده است، مهمترین این اندرزها که در کتاب استاد آورده شده، اندرز مهراسپندان بوده که یکی از مهمترین اندرزهای باقیمانده از دوره باستان است.
بخش فرجام که بخش سوم بوده و اعتقاد به موعود در همان زمان حکمت ایرانشهری نیز وجود داشته است. ایرانیان به موعود معتقد بودند، نجاتدهنده انسان در آخر کار ظهور میکند و به کمک قهرمانان، پهلوانان ایرانی و گروهی که در واقع نجاتبخشان هستند با اهریمن و دیوان که متعلق به دشمن هستند میجنگند و به این ترتیب تمام پدیدههای اهریمنی به دست نجاتدهندگان انسان نابود میشوند.
دیگر اینکه آثار دکتر عفیفی سراسر وطنپرستی است و توجه به ارزشهای اخلاقی در جای جای آنها دیده میشود.
منابع:
کتاب «تاریخ دانشکده ادبیات و علوم انسانی دکتر علی شریعتی (دانشگاه فردوسی مشهد) ۱۳۳۴– ۱۴۰۰»
برگرفته از نشست مجازی پاسداشت «سالروز درگذشت دکتر رحیم عفیفی»، توسط مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه فردوسی مشهد
۸ مرداد ۱۳۹۹